بازی های مناسب برای سن زیر یک سال
۱۱ خرداد ۱۳۹۷
لکنت کودک (سخنی با والدین)
۱ تیر ۱۳۹۷

مهارت­های زبانی و یادگیری خواندن: طیف نارساخوانی

سن کودکان در شروع صحبت کردن متفاوت است. بسیاری از خانواده­ها ممکن است متوجه نشوند که کودک آن‌ها دیر شروع به صحبت کرده است، به‌خصوص اگر کودک آن‌ها اولین فرزند خانواده باشد و امکان مقایسه وجود نداشته باشد. بعدها در سال­های اولیه­ ی مدرسه، فهمیدن گفتار کودک ممکن است دشوار باشد؛ ممکن است خزانه‌ی واژگانی این کودکان گسترده باشدکه برای دیگران غیرقابل فهم است. این­گونه گفته­ ها اغلب دوست داشتنی و مایه­ ی سرگرمی خانواده هستند و هیچ ­کسی زیاد نگران نمی­شود؛ چراکه توسط  یکی از بزرگ­ترها ترجم زبان سیستم پیچیده­ای است که نیازمند هماهنگی عملکرد میان ۴ خرده سیستم دیگر است.

اما تاخیر گفتاری یا زبانی می­تواند اولین نشانه­ ی مشکلات یادگیری باشد؛ مشکلاتی که تنها در زمان ورود کودک به مدرسه زمانی نمایان توانایی­ های زبان شفاهی، پایه ای برای ایجاد و توسعه­ ی مهارت­های سوادآموزی هستند. با این حال مهم است زمانی که رشد سوادآموزی را مد نظر می­گیریم، میان مهارت­ های گفتاری و توانایی­ های زبانی تمایز قائل شویم. یادگیری خواندن در یک سیستم الفبایی مثل انگلیسی، نیازمند ایجاد نقشه­های بین صداها و حروف است که اصطلاحا “قواعد الفبایی” نامیده می­شوند و این امر به مهارت­های گفتاری وابسته است.

مجموعه­ای از معیارهای تشخیصی کلیدی، برای نارساخوانی است.

  • نواقص شناختی در نارساخوانی
  • بازنمایی­ های واجی، یادگیری خواندن و نارساخوانی
  • شواهد زیست شناختی در حمایت از فرضیه­ی نواقص واج­شناختی
  • تفاوت­های فردی در نارساخوانی شواهد زیست شناختی در حمایت از فرضیه­ ی نواقص واج ­شناختی
  • مسئله­ ی همبودی

نواقص شناختی در نارساخوانی

کودکان نارساخوان معمولاً دارای مشکلاتی هستند که عمدتا حوزه­ی واج­شناختی را تحت تاثیر قرار می­دهد: ثابت­ ترین مشکلات واج­ شناختی گزارش شده، شامل محدودیت در حافظه­ ی کلامی کوتاه­مدت و مشکلات آگاهی واج­ شناختی است که ارتباط مستقیمی با مشکلات آن­ها در خواندن دارد. همچنین شواهدی وجود دارد که نشان می­دهد کودکان نارساخوان مشکلاتی در حافظه­ ی کلامی بلند مدت­شان دارند. این مسئله ممکن است منشا بسیاری از مشکلات کلاسی آن­ها از جمله مشکل در به­خاطرسپاری روزهای هفته یا ماه­ های سال، تسلط بر جدول ضرب و یادگیری یک زبان خارجی باشد. همچنین، این مشکل ممکن است مسببی برای مشکلات واژه­ یابی و توسعه­ ی ضعیف واژگان باشد که اغلب در کودکان نارساخوان مشاهده می­شود.

 

بازنمایی­های واجی، یادگیری خواندن و نارساخوانی

اگرچه نقش نواقص بینایی در نارساخوانی همچنان مورد تردید است (استین و تالکوت، ۱۹۹۹) و بهترین علت نارساخوانی، نقص واج­شناختی زمینه­ای پیشنهاد می شود. بررسی های انجام شده نشان می دهد که کودکان نارساخوان، بازنمایی­های واجی ضعیفی برای یادگیری تکلیف خواندن دارند؛ یعنی کارآمدی شیوه رمزگذاری واج­ شناسی در مغز آن­ها نسبت به کودکان طبیعی، پایین­ تر است. همان­گونه که دیدیم، این مشکل در سطح بازنمایی واجی سبب ایجاد مجموعه­ای از علائم مشخص، از قبیل مواردی که در فوق آمده، می گردد. با این وجود، درک این مسئله که چرا یک نقص در زبان گفتاری می­تواند اکتساب زبان نوشتاری را متاثر سازد، حائز اهمیت است.

مطالعات انجام شده روی رشد طبیعی خواندن، چارچوبی برای در نظر گرفتن نقش بازنمایی­ های واجی در یادگیری خواندن و فهم مشکل نارساخوانی پیشنهاد می­کند. در سطح پایه، یادگیری خواندن نیازمند این است که کودک مجموعه ­ای از بازنمایی­ ها را بین حروف (نویسه­ ها) کلمات نوشته شده و صداهای (واج ها) کلمات گفتاری، ایجاد نماید. این بازنمایی ارتباطی بین املا (ارتوگرافی) و واج­شناسی به ما این امکان را می­دهد تا کلمات جدید را رمزگشایی کنیم و پایه­ای برای اکتساب مهارت­های بعدی و خودکارتر خواندن فراهم سازیم. این بازنمایی ها در زبان انگلیسی، همچنین چارچوبی برای یادگیری تناظرهای واج-نویسه چندحرفی (مانند”ought”، “igh”)، تناظرهای تکواژی (“tion”، “cain”) فراهم می­نماید. در حقیقت توانایی اولیه­ ی کودک برای ‘ابداع’ هجی­ هایی که آوانویسی­ های اولیه­ ی کلمات گفتاری هستند ( همچون <levnt> برای elephant) یکی از بهترین پیش­ بینی­ کننده­ های موفقیت بعدی در خواندن و هجی کردن است (گاراوولاس، هولم و اسنولینگ، ۲۰۰۱). روابط بسیار قوی بین مهارت ­های وا­ج­شناختی و توانایی خواندن چه در طول رشد و چه در بزرگسالی یعنی هنگامی که نواقص افراد نارساخوان تا بزرگسالی باقی مانده، وجود دارد (بروک، ۱۹۹۲).

شواهد زیست شناختی در حمایت از فرضیه­ی نواقص واج­شناختی

سال­هاست مشخص شده که ضعیف­خوانی در خانواده­ ها منتقل می­شود و اکنون شواهد قطعی وجود دارد که نشان می­دهد نارساخوانی موروثی است. ژن­ های آن روی کروموزوم های ۶ ، ۱۵ و ۱۸ شناسایی شده­اند، اما هنوز با درک دقیق مکانیسم ژنتیکی دخیل در آن فاصله­ ی زیادی داریم. آنچه ما می‌دانیم این است که ۵۰ درصد احتمال نارساخوان بودن برای پسری که پدر وی نارساخوان بوده، وجود دارد (در صورتی که مادر او نارساخوان بوده حدود ۴۰% درصد محتمل است) و میزان احتمال پایین‌تری برای دختری که یکی از والدینش نارساخوان بوده­ اند وجود دارد. آنچه به ارث می­رسد حتما ناتوانی در خواندن نیست، بلکه خطر مشکلات خواندن به واسطه­ ی مشکلات و تاخیرات گفتار و زبان است. نتایج مطالعات روی دو قلوها نشان می­دهد که قابلیت به ارث رسیدن جنبه­ی واج­شناختی نارساخوانی وجود دارد و آگاهی واج شناختی در رابطه با این امر قابل وراثت است( السون، فرسبرگ و وایس، ۱۹۹۴).

 

تفاوت­های فردی در نارساخوانی

یکی از مسائل اساسی مربوط به دیدگاه بازنمایی واج­شناختی مسئله­ ی تفاوت­های فردی است. نظریه­ ی نقص واج­ شناختی در توضیح مشکلات کودکی که دارای مهارت های ضعیف حمله به واژه است، یعنی کودکی که نمی­تواند ناکلمات را بخواند و هجی کردن او غیرآوایی است، محدودیتی ندارد(اسنولینگ، استکهاوس و راک، ۱۹۸۶). با این حال کودکان نارساخوانی وجود دارند که به نظر می­رسد در مهارت­های الفبایی مهارت دارند. به این دسته از کودکان به عنوان “نارساخوان­های رشدی سطحی” اشاره می­شود. ویژگی اصلی این کودکان این مسئله است که در خواندن تک ­کلمات، شدیدا به استراتژی­ های واج­شناختی تکیه می­کنند. بنابراین تمایل دارند که کلمات بی­ قاعده را به شکل کلمات با قاعده تلفظ کنند،در تمییز بین هم­آواهای نوشته شده از جمله<pear> – <pair > و <leek> – <leak> مشکلات ویژه­ای دارند و هجی کردن آن­ها معمولا آوایی است: (BISCUIT ➛<biskt>،PHARMACIST ➛<farmasist>)

با وجود این که هیچ مدرکی در حمایت از وجود زیرگروه­های مجزا برای نارساخوانی در دسترس نیست، اکثر مطالعات نظام­مند روی تفاوت­های فردی بین کودکان نارساخوان، تفاوت­هایی را در مهارت­های خواندن آنان آشکار ساخته است (کاستل و کولت هرت، ۱۹۹۳).

 

مسئله ­ی همبودی

برخی از تفاوت های برجسته میان کودکان نارساخوان ممکن است وابسته به مسئله­ای باشد که تحت عنوان “همبودی” شناخته می­شود. همبودی به این حقیقت اشاره دارد که به احتمال زیادهر اختلال رشدی حداقل با یک اختلال دیگر روی می­دهد. به طور معمول اختلالاتی که به طور هم-رویداد با نارساخوانی رخ می­دهند، شامل مشکل در هماهنگی (آپراکسیا) و یا مشکل در کنترل توجه (اختلال بیش فعالی و نقص توجه یا ADHD) است. دلیل این هم رویدادی ممکن است مشترک بودن مکانیسم های مغزی دخیل در هر دو اختلال یا عوامل خطر مشترک(مثلا شرایط بد خانوادگی) باشد.

ادامه دارد…….

مرجع:

نارسا خوانی گفتار زبان توکل س، و همکاران انتشارات پگاه چاپ دوم،۱۳۹۶